Sie sind auf Seite 1von 7

‫کیت میلت که بود و چرا در سکوت مرد؟‬

‫امید شمس‬

‫نزدیک به چهار ماه از مرگ کیت میلت گذشت‪ .‬در شبکههای اجتماعی شاید چهار پست هم دربارهی‬
‫درگذشت او منتشر نشد‪ .‬بیبیسی و باقی رسانههای اصلی که خبر مرگ حیوان دستآموز پادشاه‬
‫جیبوتی را هم با آب وتاب منتشر میکنند‪ ،‬یک خط هم از مرگ او ننوشتند‪ .‬جز یکی دو سایت کهنهکار‬
‫فمینیستی‪ ،‬تقریبا ً هیچکس به مرگ او واکنشی نشان نداد‪.‬‬

‫اما کیت میلت که بود؟ کیت میلت مهمترین چهرهی نسل دوم فمینیستهای آنگلوآمریکن بود‪ .‬کتاب‬
‫"سیاست جنسی" او در کنار "جنس دوم" سیمون دوبووار‪ ،‬و "فرّ و سرّ زنانه" اثر بتی فریدان سه‬
‫کتاب مقدس فمینیستهای دههی هفتاد محسوب میشدند‪ .‬در این کتاب‪ ،‬میلت بنیانهای سیاسی کلیشههای‬
‫جنسی را به معنای واقعی کلمه در هم میکوبد‪ .‬در جایی از کتاب راجع به پدرساالری مینویسد‪:‬‬
‫"پدرساالری اصالحشده یا اصالح ناشده‪ ،‬همچنان پدرساالری است‪ :‬پالودن یا کنار گذاشتن بدترین سوء‬
‫رفتارهایش‪ ،‬در عمل پایههایش را باثباتتر و محکمتر میکند‪ ".‬با خواندن همین دو سطر میتوانیم‬
‫بفهمیم چرا‪ ،‬به جز چند استثناء در میان فمینیستهای اصیل و جدی‪ ،‬مرگش با سکوت کامل آن بخش‬
‫بیخاصیت‪ ،‬قشری و ارتجاعی جامعهی فمینیستی ایران روبرو شد‪ .‬نمیتوان هم کیت میلت را خواند‬
‫و فهمید و گرامی داشت و هم راه نجات زنان ایران را از طریق سیاستمدارانی چون حسن روحانی و‬
‫شهیندخت موالوردی جستجو کرد‪ .‬کیت میلت دوستی در میان اصالحطلبان نداشت‪ .‬کیت میلت برای‬
‫این دسته از فمینیستهای ایرانی در سکوت محض مرد و فراموش شد‪ ،‬چون قابل تحریف نبود‪ .‬چون‬
‫به هیچوجهی ممکن نبود که ایدههای ارتجاعی و سطحی و گاه حقارتبار مبتنی بر تغییرات صوری و‬
‫سطحی را با نظریات انقالبی او آشتی داد‪ .‬برای او پدرساالری‪ ،‬پدرساالری بود‪ .‬یا ریشهکن میشد یا‬
‫باقی میماند‪ .‬اصالحاتی در کار نبود‪ .‬فرستادن نمایندگان زن به مجلسی که تار و پودش با پدرساالری‬
‫عجین شده‪ ،‬در نظر کیت میلت مضحک و رقتانگیز بود و نامش را هر چیزی میتوان گذاشت جز‬
‫فمینیسم‪ .‬برای او پدرساالری با آپارتاید همریشه بود‪ .‬و مانند آپارتاید هر عملی‪ ،‬جز تالش برای منزوی‬
‫کردن و در نهایت سرنگونیاش‪ ،‬تالشی برای ابقای آن است‪.‬‬

‫درست به همین دلیل است که شبه فمینیستهای مدافع جمهوری اسالمی‪ ،‬این تولیدات نوین ارتجاع در‬
‫بستهبندیهای مدرن‪ ،‬که بایکوت رویدادهای ورزشی ایران از سوی ورزشکاران زن را ضد فمینیستی‬
‫میدانند‪ ،‬یا کمپینهای مردمی علیه حجاب اجباری را تحقیر میکنند‪ ،‬ترجیح میدهند هیچکس در ایران‬
‫نام کیت میلت را هم نشنیده باشد‪.‬‬
‫اما کیت میلت برای ما ایرانیان چیزی فراتر از یک نام‪ ،‬یک نویسنده و حتی یک فمینیست غربی بود‪.‬‬
‫کیت میلت از نخستین روزهای انقالب پنجاه وهفت همراه انقالبیون ایرانی و بهویژه زنان بود‪ .‬به عنوان‬
‫یک نویسنده‪ ،‬یک ایرانی و عضوی از جنبش فمینیستی ایران‪ ،‬احساس وظیفه می کنم که به رسم‬
‫قدرشناسی از او بنویسم‪.‬‬

‫کیت میلت‪ ،‬نویسنده‪ ،‬نظریهپرداز‪ ،‬مجسمهساز و از اعضای برجستهی "جنبش رهاییبخش زنان"‪ ،‬فارغ‬
‫از تأثیر شگرفش بر اندیشهی فمینیستی‪ ،‬یکی از بنیانگذاران "کمیته برای آزادی هنر و اندیشه در ایران‬
‫(‪ ")Caifi‬بود‪ .‬از سال ‪ ،1973‬این کمیته مهمترین کمپین برای آزادی زندانیان سیاسی‪ ،‬افشاگری‬
‫دربارهی شکنجه در زندانهای ساواک‪ ،‬و فشار برای تضمین آزادیهای نویسندگان و روشنفکران در‬
‫ایران بود‪ .‬سالها تالش و افشاگری این کمیته در نهایت به تحقیقات وزارت خارجهی ایاالت متحده‬
‫دربارهی فعالیتهای ساواک علیه انقالبیون در خاک ایاالت متحده و تحقیقات کنگره ی آمریکا دربارهی‬
‫شکنجه در زندانهای ایران منجر شد‪ .‬دهها نامهی سرگشاده در مجالت معتبر جهان خطاب به مسئوالن‬
‫وقت دولت پهلوی‪ ،‬یا نهادهای بینالمللی‪ ،‬یا دانشگاههای سراسر جهان‪ ،‬فشاری بیسابقه بر رژیم پهلوی‬
‫آورد‪.‬‬

‫کیت میلت‪ ،‬در کنار رضا براهنی‪ ،‬نعمت جزایری‪ ،‬بابک زهرایی و دیگران مجموعهای از‬
‫تأثیرگذارترین بیانیهها علیه سرکوب و شکنجه در ایران را به امضای چهرههای سرشناس هنر‪ ،‬ادبیات‬
‫و روشنفکری جهان منتشر کردند‪ .‬امضای چهرههایی چون نوام چامسکی‪ ،‬جورج نواک‪ ،‬آرتور میلر‪،‬‬
‫آلن گینزبرگ‪ ،‬جوزف هلر‪ ،‬الرنس فرلینگتی‪ ،‬جرزی کازینسکی‪ ،‬جورج والد‪ ،‬دنیس لورتاف‪ ،‬جون‬
‫بائز‪ ،‬جین فوندا‪ ،‬نورمن میلر و در ایران احمد شاملو‪ ،‬احمد کریمی حکاک و غالمحسین ساعدی پای‬
‫بسیاری از این بیانیهها دیده میشود‪.‬‬

‫در طول این سالها‪ ،‬کیت میلت نه تنها به عنوان یک روشنفکر در کنار روشنفکران ایران ایستاده بود‪،‬‬
‫بلکه به عنوان یک فمینیست با دقت و نگرانی روند حرکت جنبش فمینیستی ایران را دنبال میکرد‪.‬‬
‫میلت از نخستین نظریهپردازان فمینیست بود که نظام سرکوب مذکر را در چارچوبی سیاسی تعریف‬
‫میکرد و مسئلهی زنان را در پیوندی ناگسستنی با مبارزهی طبقاتی و در مقابل‪ ،‬موفقیت مبارزهی‬
‫طبقاتی را در درک و تقویت مبارزهی گروههای فرودست جنسیتی‪ ،‬نژادی و فرهنگی میدید‪ .‬درست‬
‫به همین دلیل‪ ،‬همواره از روند قدرت گیری نیروهای مذهبی در انقالب ایران نگران بود‪.‬‬

‫در نهایت پس از پیروزی انقالب‪ ،‬میلت به دعوت اعضای کمیتهی آزادی هنر و اندیشه برای دیدار‪،‬‬
‫سخنرانی و مستند کردن روند حرکت انقالب به ایران سفر کرد‪ .‬ورود میلت به ایران با تغییر چهرهی‬
‫مردمی انقالب به چهرهای مذهبی و افزایش فشار بر جنبش زنان ایران همزمان شد‪ .‬میلت در چندین‬
‫دانشگاه ایران سخنرانی کرد و فیلم مستندی از راهپیمایی عظیم زنان علیه فرمان حجاب اجباری تهیه‬
‫کرد‪ .‬در نهایت همراه با فیلمبردار و عکاسش سوفی کی یر بازداشت و از ایران اخراج شد‪ .‬او تجربهی‬
‫همکاری با کمیتهی کایفی و سفر خود به ایران را در کتابی با همین عنوان مستند کرد‪ .‬در این کتاب‬
‫نگرانیهای میلت پیش از پیروزی انقالب و پاسخ روشنفکران ایرانی به این نگرانیها منعکس شده که‬
‫نشانگر نوع نگاه و سطح خوشبینی روشنفکران ایرانی به حضور نیروها و نشانههای مذهبی در انقالب‬
‫ایران است‪ .‬اما نکتهی مهمتر این گفتگوها شباهت عجیب آنها به جدالهای لفظی امروز برخی از‬
‫حلقههای روشنفکری ایران با کمپینهای مردمی جنبش زنان است‪ .‬مهمترین انتقاد میلت به ساختار و‬
‫روند مبارزات انقالبی ایران‪ ،‬همچنان معتبر و هشداردهنده است‪ .‬میلت چه در کتاب "سفر به ایران" و‬
‫چه در کتاب مهم "سیاست جنسی" به این نکته تأکید کرده است که اولویت دادن به مبارزهی طبقاتی و‬
‫جانبی و ثانویه پنداشتن مبارزه برای برابری جنسی‪ ،‬قومی و نژادی‪ ،‬جز "جابهجایی دیکتاتورها و تولید‬
‫ضدانقالب ناگزیری که از پی چنین خیانتی سر بلند میکند"‪ ،‬پیامدی ندارد‪ .‬در "سیاست جنسی"‬
‫مینویسد‪:‬‬

‫"تعداد ما کافی است تا با تغییر ارزشهای بنیادی و تغییر کامل آگاهی‪ ،‬مسیر تاریخ بشر را تغییر دهیم‪ .‬نمیتوانیم آگاهی را تغییر‬
‫دهیم مگر از طریق بازسازی ارزشها‪ .‬نمیتوانیم ارزشها را بازسازی کنیم مگر آنکه شخصیت انسانی را از نو ساختاربندی‬
‫کنیم‪ .‬اما نمیتوانیم هیچکدام از این کارها را بکنیم یا به جنایات نژادی و اقتصادی پایان دهیم‪ ،‬مگر آنکه نخست به سرکوب همهی‬
‫گروههای انسانی پایان دهیم؛ به ایدهی خشونت‪ ،‬سلطه‪ ،‬و قدرت پایان دهیم؛ به ایده سرکوب پایان دهیم؛[نمیتوانیم موفق شویم] مگر‬
‫آنکه بفهمیم که انقالب در سیاست جنسی نه فقط یک بخش‪ ،‬بلکه اساس هرگونه تغییر واقعی در کیفیت زندگی است‪".‬‬

‫بدیهی است که چرا مواضع میلت با مواضع شبه فمینیستی طرفداران اصالح و ترمیم پدرساالری‬
‫آشتیپذیر نیست‪ .‬میلت معتقد است که پدرساالری نوعی وضعیت نامساعد یا یک جور تعصب فرهنگی‬
‫نیست‪ ،‬بلکه مجموعهی پیچیدهای از ساختارهای سیاسی و اعتقادی است که با هدف انقیاد نیمی از توان‬
‫و پتانسیل اعتراض در جامعه طراحی شده است‪ .‬از نظر میلت‪ ،‬پدرساالری تنها یک فشار بیرونی بر‬
‫زنان نیست‪ ،‬بلکه فرایندی روانشناختی است که از طریق آن بخش بزرگی از زنان خود در انقیاد خود‬
‫مشارکت میکنند و با کمترین عنایتی از سوی نظام پدرساالر خوشنود میشوند‪ .‬برای میلت فرستادن‬
‫زنان به ادارات و پستهای مدیریت دولتی تنها زمانی معنا دارد که این زنان در نتیجهی ریشه کن‬
‫کردن ساختارهای پدرساالرانه سهمی برابر در مدیریت کالن اجتماعی‪ ،‬اقتصادی و سیاسی داشته باشند؛‬
‫و یا الاقل به عنوان نمایندهی تمام زنان برای ریشهکن کردن ساختارهای پدرساالری خود را تحمیل‬
‫کرده باشند‪ .‬اما ورود زنان به عرصههای مدیریتی که تام و تمام در خدمت نظام سرکوبگر مذکر است‪،‬‬
‫جز بزک کردن چهرهی عبوس و ترسناک نظام مذکر‪ ،‬جز مهربان و بخشنده جلوه دادن نظام سرکوب‪،‬‬
‫جز استحالهی زنان به مباشرین نظم مذکر مستقر در شمایل بیولوژیک متفاوت‪ ،‬و جز فریفتن زنان با‬
‫این امید واهی که موفقیتی به دست آوردهاند‪ ،‬معنای دیگری ندارد‪ .‬او مینویسد‪:‬‬

‫یکی دیگر از ابزارهای حفظ سیاست جنسی موجود این ادعاست که کل ماجرا خیلی وقت پیش حل و فصل شده است‪ .‬نظام‬
‫تمامیتخواه مذکر با تکبر مرعوبکنندهای میگوید‪" :‬ما به شما حق رأی دادیم‪".‬‬

‫این همزمان از ریختن انداختن تاریخ و انکار واقعیت است‪ .‬زنان سخت و تقریب ًا بدون هیچ امیدی مبارزه کردند‪ ،‬در قالب اعتراضات‬
‫گسترده و مؤثری که به سرمشقی برای جنبشهای کارگری و مبارزات سیاهان بدل شد‪ .‬آنها علیه نابرابری سرکوبکنندهی قدرت‬
‫به مدت بیش از ‪ 150‬سال مبارزه کردند تا این ورقپارهی بیارزشی که نامش برگهی رأی است را بدست آورند‪ .‬اکنون ما حق‬
‫رأی داریم و پی بردهایم که چه سخت به ما خیانت شده است‪ .‬ما سالهای طوالنی مبارزه کرده بودیم‪ ،‬به سختی تالش کرده بودیم‪،‬‬
‫آنقدر ناامیدی را از خود دور کرده بودیم که از پا افتاده بودیم‪ .‬تنها گفته بودیم "این [حق رأی] را به ما بدهید و باقیاش را خودمان‬
‫درست میکنیم "‪ .‬ما نفهمیده بودیم‪ ،‬همچنان که بسیاری از سیاهان هم تا زمان جنبش حقوق مدنی به این موضوع پی نبرده بودند‪،‬‬
‫که برگهی رأی به معنای پذیرش واقعی به حیات مدنی در ایاالت متحده نیست‪ .‬این برگهی رأی هیچ معنایی ندارد اگر شما هیچ‬
‫نمایندهای نداشته باشید‪".‬‬

‫میراث کیت میلت برای جنبش زنان ایران و جهان‪ ،‬رادیکالیسم آشتیناپذیر و نگاه تیزبین و دقیق به‬
‫بنیادهای سیاسی نابرابری جنسی و افشای شعبدههای نظام پدرساالر برای خوشنود کردن زنان با‬
‫موفقیتهای بیارزش و کانالیزه کردن هویت آنها از طریق الگوهای ساخته خود نظام سرکوب مذکر‬
‫است‪ .‬در عین حال‪ ،‬پیام دیگر فمینیسم میلت‪ ،‬درک مبارزهی فرودستان در تمام اشکال خود بهمثابهی‬
‫یک شبکهی پیوسته است که پیروزی یکی در گروی پیروزی همه آن دیگران است‪ .‬اینجاست که‬
‫نمیتوان جنبشهای رهاییبخش زنان در ایران را‪ ،‬با هر مطالبهی به حقی‪ ،‬یک جنبش صرفا ً مدنی و‬
‫اجتماعی در نظر گرفت‪ .‬بلکه باید به ماهیت سیاسی مبارزهی زنان در یک نظام پدرساالر باور داشته‬
‫باشیم تا بتوانیم روابط سیاسی حاکم بر نابرابری جنسیتی را درک و ریشهکن کنیم‪.‬‬

‫در پایان این یادداشت پارههایی از کتاب "سفر به ایران" میلت را ضمیمه میکنم که حاوی گفتگوهای‬
‫او با رفقای ایرانیاش در کمیتهی آزادی هنر و اندیشه و متضمن نگرانیها و پیشبینیهای او دربارهی‬
‫جنبش زنان پس از پیروزی انقالب ‪ 57‬است‪.‬‬

‫[‪ ]...‬اینجا خانهی دیاناست‪ ،‬یک خانهی قدیمی و دوستداشتنی اسپانیایی در یک محلهی آرام‪ ،‬با بالکن‪ .‬و با اینکه من‬
‫فقط گاراژ را به عنوان آتلیه اجاره کردم‪ ،‬دیانا اجازه داده در یکی از اتاقهای اضافی بخوابم و اجارهام را با تابلوهای‬
‫نقاشیام بپردازم‪ .‬اسمش را گذاشتهام استودیو وست‪ ،‬جایی مناسب برای مجسمهسازی‪ .‬عاشق آمدن به اینجا و کارکردن‬
‫روی مجسمهی بانوی پیر هستم‪ .‬اما این چند روز اخیر به محضی که مردم فهمیدهاند من اینجا هستم‪ ،‬تلفن مدام آرامشم‬
‫را به هم میزند‪ .‬مزاحمتهای بیپایان‪ ،‬هماهنگی برای سفرهای آینده‪ ،‬مدام از دانشگاه پیتسبورگ تماس میگیرند‪،‬‬
‫همینطور از اوهایو‪ ،‬هنوز نتوانستهاند بلیط هواپیما را رزرو کنند‪.‬‬

‫میتوانم روی ماشین پیامگیر خانهی دیانا صدای پشت تلفن را بشنوم‪ .‬صدای غریبه شروع میکند‪ .‬یک مرد است‪ .‬با‬
‫لهجه حرف میزند‪" .‬من خلیل هستم از کایفی نیویورک"‪ .‬خب وقتی از "کایفی" است باید گوشی را بردارم‪ .‬رزین دارد‬
‫سفت میشود باید یک سری دیگر را مخلوط کنم‪ ،‬اما اگر از کایفی است‪ .‬پس مهم است‪ .‬کایفی‪ ،‬کمیته برای آزادی هنر‬
‫و اندیشه در ایران‪ ،‬یکی از مهمترین کارهایی است که در این سالهای اخیر انجام دادهام‪[ .‬اعتراض] به زندانی شدن‬
‫آنجال [دیویس] تبدیل شدن اعتراض به مسئله زندانیان‪ ،‬بعد زندانیان سیاسی در شیلی و باقی آمریکای التین‪ .‬اما یک‬
‫جورهایی‪ -‬هیچوقت درست یادم نیامد که چطور شروع شد‪ -‬یک نفر با من راجع به وضعیت زندانیان سیاسی در ایران‬
‫صحبت کرد؛ به شکلی که نمیتوانستم موضوع را نادیده بگیرم‪ .‬این موضوع به همان اندازه درخواستی از حس تخیل‬
‫آدمی است که درخواستی از حس اخالقی او هم هست‪ ،‬به نحوی که آدم به چیزی متعهد شود‪ ،‬و محوریت توصیفات بر‬
‫شیوههای شکنجه و خود شکنجه بود‪ .‬با شنیدن این توصیفات خشمگین شدم جوری که خشم درون معدهی آدم شکل‬
‫میگیرد‪ ،‬به همان شکلی که از مرگ سیلویا لینکن خشمگین شدم‪ ،‬آن جوری که خشم آدم را به فکر فرو میبرد اگر هیچ‬
‫کار دیگری نشود کرد‪ ،‬یا آن جوری که تو را به عمل وامیدارد اگر همه کاری بشود کرد‪.‬‬

‫االن سالهاست که هرکاری از ما برمیآید انجام میدهیم‪ .‬زمانی بود که این کارها بیهوده به نظر میآمد‪ .‬از این کالج‬
‫به آن یکی میرفتیم دربارهی آنچه شاه انجام داده است حرف میزدیم‪ .‬بیاعتمادی محض‪ ،‬سردرگمی‪ ،‬ناتوانی از‬
‫برقراری ارتباط عاطفی‪ ،‬و بیتفاوتی روشنفکرانهی محض‪ .‬یا حرفهای ما را باور نمیکردند یا اهمیتی نمیدادند‪.‬‬

‫ذهنهایشان گوسفندوار بر پایه باورهایشان استوار بود‪ :‬همه باید از دولت اطاعت کنند‪ .‬اگر حکومتی مستبد دارید‪ ،‬بد‬
‫به حالتان‪ .‬در آمریکا ما حقوق مدنیمان را داریم‪ ،‬یا الاقل اکثرش را؛ چون شایستگیاش را داریم‪ .‬مردم دیگر‬
‫کشورها البد شایستگی این حقوق را ندارند‪.‬‬

‫[‪ ]...‬یادم میآید که با عدهای از اعضای کمیته‪ ،‬قدیمیترین دوستانم در سازمان‪ ،‬ناهار میخوردیم و حرف میزدیم‪.‬‬
‫[‪" ]...‬اما اگر آخوندها قدرت را بگیرند چی؟" "قدرت نمیگیرند‪ ،‬نگران نباش‪ ،‬مساجد فقط مراکز مخالفت و‬
‫اعتراضاند‪ .‬این صدای اعتراض مردمه‪ .‬مردم عادی‪ .‬مردم توی تظاهرات که مذهبیهای افراطی نیستن‪ .‬کارگر‬
‫هستن‪ .‬می دونستی که کارگران شرکت نفت االن درخواست آزادی زندانیان سیاسی رو به عنوان یکی از شرایط پایان‬
‫اعتصابشون اعالم کردن؟" [‪]...‬‬

‫میدانم‪ ،‬من هم اینها را خواندهام‪ ،‬اما برایم جای سؤال دارد‪ .‬االن زنان دارند حرفهایی میزنند‪ .‬نگران بازگشت‬
‫اسالمی گرایی هستند‪ ،‬عواقبش برای زنان چه خواهد بود؟ اگر قوانین صدر اسالم دوباره حاکم شوند چه؟‬

‫"بچه نشو هرگز چنین اتفاقی نمیافته‪ .‬االن آخوندها رهبری میکنند‪ ،‬فقط به خاطر اینکه مساجد مراکز سازماندهی‬
‫هستند‪ .‬وقتی کمیته تشکیل شد اینها همه عوض میشه‪ .‬راجع به کمیته چیزی میدونی؟"‬

‫"توضیح بده‪".‬‬
‫" همه از طریق محلهها سازماندهی میشن‪ ،‬از طریق اصناف‪ ،‬بر اساس محل کارشون یا حرفه شون‪".‬‬

‫"خب این برای زنان چه کار میکنه؟ با برای اونهایی که چنین وابستگیهایی ندارند"‬

‫"نگران نباش این یک جور دموکراسی از پایینه‪ .‬جواب میده‪ .‬همین االن هم داره جواب میده‪".‬‬

‫مردی پس از مرد دیگر برای من توضیح میدهد‪ " .‬مردم خودشون به خودشون حکومت میکنن‪ .‬اینطوری میتونیم‬
‫کارگزارهای بوروکراتیکی که شاه سرکارها گذاشته رو دور بزنیم‪]...[ .‬‬

‫"به هرحال االن کار ما این نیست‪ .‬کار ما زندانیان سیاسیه‪ .‬قربانیان اون جامعه‪ .‬تا وقتی که زندانها باز بشه ما روی‬
‫این موضوع تمرکز میکنیم‪ .‬تا جنایتهای شاه رو افشا کنیم‪ .‬راه و روش قیام از کنترل ما خارجه‪".‬‬

‫"اما اگر اشکال جدید ارتجاع مستقر بشه چی؟ زنها همین حاال هم احساس نگرانی میکنند‪".‬‬

‫"پیشبینی اینکه قدرت دست آخوندها میافته حقهی رسانههای غربیه‪ .‬دوست دارن بگن اگر شاه بره مملکت میافته دست‬
‫یک مشت آخوند مرتجع‪".‬‬

‫"یعنی تو فکر میکنی این اتفاق نمیافته؟"‬

‫"نه‪ .‬اینها مردم عادی ان که تظاهرات میکنن‪ .‬مگه عکسهاشون رو ندیدی؟"‬

‫"چرا دیدم‪ .‬تصورم اینه که اینها دانشجو هستند یا چپ هستند یا لیبرال با کار و زندگی عادی که زندگی شون رو به‬
‫خطر میاندازن و بعد از حکومت نظامی میان توی خیابونها"‬

‫"دقیقا ً"‬

‫"اما نگاه کن‪ .‬هنوز هیچی نشده به نظر میرسه که داره مصادره میشه‪".‬‬

‫"هزاران زن هم توی تظاهرات شرکت میکنند‪".‬‬

‫"درسته‪ .‬اما عکسهاشون رو زیاد توی روزنامه ها نمیبینم‪".‬‬

‫" اما توی عکسهایی که ما چاپ میکنیم که میبینی‪".‬‬

‫"آره‪ .‬اما چادرها رو هم میبینم‪".‬‬

‫"این به خاطر همبستگی با فرهنگ اسالمی علیه امپریالیسم غربیه‪".‬‬

‫"میفهمم‪ .‬اما اینکه چرا زنهای تحصیل کرده باید داوطلبانه چادر سر کنن هنوز برای من عجیبه‪".‬‬

‫"اینها نمادینه‪".‬‬

‫"من میفهمم که نمادینه‪ .‬اما میترسم که یه تله باشه‪".‬‬


‫"اما قبول کن که برای تظاهرات خیلی پوشش مناسبیه‪ ".‬حمید میخندد‪ ،‬مثل کودکی که از هر دو معنای جدی و شوخی‬
‫حرفش به وجد آمده‪ .‬با خودم فکر میکنم که عالی است‪ .‬غیرقابلشناسایی شدن‪ ،‬محافظت‪ ،‬و توی تصاویر هم یک حس‬
‫و حال و جوی ایجاد میکند‪.‬‬

‫"این عکس رو نگاه کن کیت‪ .‬زنها در صف اول تظاهراتاند‪ .‬عمالً دارند تظاهرات رو رهبری میکنن‪".‬‬

‫"من به خاطر همین نگرانم‪ ".‬ناممکن بود که دلیلش را توضیح بدهم‪ .‬این مردان بیش از حد به وجد آمدهاند‪ ،‬بیش از حد‬
‫مطمئن هستند که همه چیز خوب پیش خواهد رفت‪ .‬و من هم باید یک غربی خوب باشم و ایرادهای آزاردهنده نگیرم‪.‬‬
‫باید زن خوبی باشم و با مبارزهی مردم همراه شوم حتی اگر تردید دارم که نتیجهاش این است که "مردم" همان مردان‬
‫خواهند بود و نه زنان‪.‬‬